|

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد در بهاري روشن از امواج نور در زمستاني غبار آلود و دور با خزاني خالي از فرياد و شور مرگ من روزي فرا خواهد رسيد روزي از اين تلخ و شيرين روز ها روز پوچي همچو روزان دگر سايه اي از امروز ها ديروزها مي خزد ارام روي دفترم دست هايم خالي از افسون شعر ياد مي آرم كه در دستان من روزگاري شعله ميزد خون شعر خاك مي خواند مرا هر دم به خويش مي رسند از ره كه در خاكم نهند آه شايد عاشقانم نيمه شب گل به روي گور غمناكم نهند روي كاغذ ها و دفتر هاي من مي رهم از خويش مي مانم ز خويش هر چه بر جا مانده ويران مي شود روح من چون بادبان قايقي در افق ها دور و پنهان مي شود ليك ديگر پيكر سرد مرا مي فشار خاك دامن گير خاك بي تو دور از ضربه هاي قلب تو قلب من مي بوسد آنجا زير خاك بعد ها نام مرا باران و باد نرم مي شويند از رخسار سنگ گور من گمنام مي ماند به راه فارغ از افسانه هاي نام وننگ
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|